هوش مصنوعی اسپیلبرگ در ۲۰ سالگی: بهترین فیلم درباره زندگی پس از مرگ گجت ها

2021-07-17
به گزارش سرویس فناوری موتور جستجوی خبری آک تک به نقل از سی نت ...

به گزارش سرویس فناوری موتور جستجوی خبری آک تک به نقل از سی نت

 ai-artificial-intel-1

هوش مصنوعی اسپیلبرگ: هوش مصنوعی با افزایش سن بهتر می شود.


عکس برادران وارنر توسط اسکات استین / CNET

۲۰ سال می گذرد و من هنوز مطمئن نیستم که از فیلم AI: هوش مصنوعی چه ساخته شود. اما من هر سال یا دو سال مدام آن را دوباره تماشا می کنم و این همیشه مرا تعقیب می کند. فکر می کنم می دانم چرا

اتمام ایده استیون اسپیلبرگ که اولین بار توسط استنلی کوبریک آرزو کرد ، در اواخر ژوئن ۲۰۰۱ به دست آمد. این اولین فیلم اسپیلبرگ پس از نجات سرباز رایان در سال ۱۹۹۸ بود. وقتی در غرب زندگی می کردم ، آن را در یک سالن سینما در لس آنجلس تماشا کردم. به یاد دارم که عجیب و غریب فیلم در تاریکی بر روی من شسته گردیده بود.

آیا هوش مصنوعی توضیحی در مورد تحقق آرزوهای کودکی خود اسپیلبرگ است؟ وارونگی فیلم هایی که از کودکی از او دیدم؟ ترکیبی از روحیه احساسی چشمان پهن و فیلم های تاریک و بدبینانه اش درباره جنگ؟ من آن را تماشا می کنم زیرا بارها و بارها به یاد آینده اسباب و وسایل در هنگام مرگ بشریت می افتد.

این فیلم در مورد آزمایش بتا یک کودک رباتیک به نام دیوید است که یکی از کارمندان شرکتی که وی را ساخته است (این؟ ضمیر مناسب یک ربات چیست؟) ، یک فرزند جایگزین در حالی که خودشان هستند ، به طور مختصر پذیرفته و مراقبت می شود. پسر در کما از نظر پزشکی است. سپس فرزند واقعی آنها بهبود می یابد و خانواده دیوید را رد می کنند ، دیگر نیازی به او ندارند ، حتی او را تهدیدکننده و خطرناک می دانند … و او را رها می کنند. از آنجا فیلم به ادیسه ای تبدیل می شود که در آن پسر رباتیک از دنیای بی رحمانه ، تغییر یافته آگاه می شود و سعی می کند سازنده خود را پیدا کند. این پینوکیو است ، اما همچنین داستانی در مورد یک شرکت فناوری است که برای رسیدن به کمال بیش از حد تلاش می کند. این پارک ژوراسیک است ، اما دایناسورها بیش از انسان زنده هستند و ما می بینیم که آنها در ۲۰۰۰ سال دیگر به کجا می رسند.

اسپیلبرگ مخلوط با کوبریک یک کوکتل عجیب به نظر می رسد: من فکر می کنم کوبریک به عنوان یک فیلمساز فوق العاده سرد است ، در حالی که فیلم های اسپیلبرگ من بزرگ گردیدم متورم احساساتی ملودراماتیک اما هرچه پیرتر گردیدم ، اسپیلبرگ مورد علاقه من اسپیلبرگ سرد (مونیخ ، پست ، گزارش اقلیت ، پل جاسوسی) است. صدای یخی که حتی ۲۰ سال بعد از هوش مصنوعی عبور می کند ، هنوز آینده نگرانه به نظر می رسد. احساس می کنم از دری به ناشناخته نگاه می کنم.

افراد زیادی از هوش مصنوعی اسپیلبرگ متنفرند و این رتبه بندی همه نیست که در بسیاری از لیست های همه او بالا است. بعضی روزها ، این یکی از فیلم های علمی تخیلی مورد علاقه من است. اما دست اندازهایی وجود دارد. برخی از لحظات ناخوشایند و پنیر (سفر عاطفی “پدر و مادر” او ، و بسیاری از قسمت های مربوط به افراد واقعی در پارک تفریحی مانند شهر روژ) به صدا در می آید. سفر احساسی فیلم ، پل زدن افسانه ها و سایبرپانک ریز ، شکاف هایی دارد (بعضی صحنه ها احساس می کنند خیلی طولانی می شوند ، بعضی دیگر خیلی سریع به جلو می پرند). تصویر فناوری همیشه پیر نبوده است (هیچ کس تلفن ندارد ، اما یک نکته اصلی شامل یک کیوسک است که به عنوان یک موتور جستجوی پیچیده عمل می کند. چرا کسی نمی تواند این کار را با دستگاه انجام دهد؟). به نظر می رسد یک درصد حیرت انگیز از فیلم دو ساعت به علاوه در یک پایان طولانی اتفاق می افتد که با کندی طاقت فرسا به جلو حرکت می کند.

همراه با گزارش اقلیت ، که تابستان سال بعد در سال ۲۰۰۲ منتشر گردید ، این فیلم مرحله علمی تخیلی تاریک اسپیلبرگ را نشان می دهد. هوش مصنوعی و گزارش اقلیت مانند فیلم های کتابفروشی ، همراه است. هوش مصنوعی خیلی بیشتر با من لنگ می زند. و من حتی از همراه خرس عروسکی ربات دیوید یا ربات خیره کننده جود لاو ، جیگولو جو ، و اینکه هر سه احساس نوعی بازخوانی عمیق آینده جادوگر اوز را دارند ، اشاره نکرده ام.

 ai-artifcial- Intelligence-2

برادران وارنر. / عکس توسط اسکات استین / CNET

به این دلیل که داستانی درباره فناوری متروک است. دیوید نمونه اولیه گجت است. او متوجه می شود که از وجود خودش متعجب است و نمی تواند پاسخ ها را توجیه کند. هیچ کس نمی تواند. این داستانی است که آرزو می کند تمام اسباب بازی های فناوری ظاهراً خارق العاده ما در طی سالها و دهه های بعدی به کجا بروند. Anki Cozmos و Jibos قدیمی ، شبکه های اجتماعی و سیستم عامل های بازی که تصور می کنم در حال گرد و غبار گردیدن است. برخی باقی خواهند ماند. برخی پنیرهای سوئیسی خواهند بود. برخی از آنها معطل خواهند ماند.

فیلم هایی مانند Wall-E ایده های مشابهی را دیده اند. همانطور که بسیاری از داستان های علمی تخیلی وجود دارد – کوری داکترو ، تد چیانگ و آنالی نیوویتز به ذهن خطور می کنند ، اما موارد دیگری وجود دارد.

حضور سرد روح AI نیز احساس پیچش نهایی چاقو در بچگی من. این فیلم های خانوادگی دهه ۸۰ که اسپیلبرگ ساخته گردیده در نیمه اول هوش مصنوعی ماندگار گردید. هرچند این احساس ساخته گردیده است. قرارگیری دیوید در خانواده اش یک آزمایش است ، یک اقدام اجباری است. بی رحمانه است و چیزی غیر از لحظه فعلی را در نظر نمی گیرد. و سپس ، مانند داستان های مورد علاقه من (عشق نیل استیفنسون به شتاب هزاران ساله در Seveneves یا Anathem ، یا جهش در بنیاد ، یا Accelerando چارلز استروس) ، هوش مصنوعی غیرممکن است که خیلی دورتر باگردید. پایان برای من به اندازه کافی عجیب و نامحدود نیست. اما این احساس وحشت کیهانی برای آینده فناوری را نشان می دهد که وقتی به محصولات کوچک ، عجیب و غریب ، هدست های جدید AR ، ساعت های کوچک یا ربات های اسباب بازی با به روزرسانی سیستم عامل نگاه می کردم ، به آن فکر کرده ام.

هنوز هم بسیاری از هوش مصنوعی به نظر می رسد پیش گو شهرهای سیل زده و لاشه هواپیماهای ناشی از بحران آب و هوا. زیرمجموعه بی اعتمادی مردم به فن آوری و نوع نژادپرستی انسان محور که نژادپرستی را هدف قرار می دهد و تجمع های انجیلی را تغذیه می کند. استیو جابز مانند خالق فن آوری جدید که با اعتقاد آرام خدا را بازی می کند. همچنین ، البته ، ایده احساس ارتباط عاطفی با یک ربات.

من نمی دانم که آیا فیلم یا نمایش تلویزیونی تا به حال هوش مصنوعی را کاملاً برای من گرفته است. (البته ۲۰۰۱ خوب است. Ex Machina مرا بذله گویی نکرد ، و من تمایل ندارم فیلم های مربوط به ربات ها را دوست داشته باشم.) رباتیک و نرم افزار سرزمین های سختی هستند. اما من همیشه از بازی هیلی جوئل اوسمنت در این فیلم متحیرم. در زمان هایی که برای اولین بار آن را دیدم ، فقط چند سال پس از حس ششم ، من را آزار داد. آیا قصد داشتم مراقب باشم ، یا احساس دفع کنم؟ اکنون احساس می شود یک عمل متعادل کننده شگفت انگیز بین جذابیت عاطفی و بیگانگی است. صورت مومی اوسمنت ، لبخند وهم آور و نیاز مستمر به دوست داشتن بسیار عالی است.

از آنجا که هوش مصنوعی خود را به عنوان یک افسانه تاریک تصور می کند ، من چرخش های بعضا غیر منطقی آن را می بخشم. من گاهی اشک می ریزم: وقتی دیوید در ته اقیانوس تنها است و برای یک معجزه دعا می کند. آرزوی او برآورده می شود ، اما فقط برای یک لحظه. بعضی از صحنه ها مانند صحنه ای که دیوید با سازندگانش روبرو می شود یا تقریباً برادرش را می کگردید ، هنوز هم با برخی از لرزهای سرد آنها مرا شوکه می کند. این رقص احساسات است که باعث می شود من دوباره برگردم.

یا شاید به این دلیل است که هوش مصنوعی ، به یک معنا ، نسخه آینده کابوس کار رفت و آمد من در نیوجرسی به منهتن است. این فیلم در نیوجرسی اتفاق می افتد ، در آینده ای که شهر نیویورک خراب گردیده است. ما یک کودک ربات را تماشا می کنیم که از حومه شهر به قلب جایی که شهر نیویورک هنوز نیمه ایستاده است سرگردان است.

هر چه پیرتر گردیدم ، فیلم را نیز متفاوت دیدم. هنگامی که من به تنهایی در LA زندگی می کردم و سرگردان بودم ، و از زندگی حرفه ای و زندگی خود مطمئن نبودم ، فکر می کردم که این موضوع در مورد زندگی احساسی روبات ها است. بعداً ، وقتی پدر و مادر گردیدم ، آن را به عنوان داستانی درباره والدین و مصرف گرایی دیدم. آیا می توانم یک ربات بخرم؟ این با خانواده من چه خواهد کرد؟ چرا این همه تکنولوژی می خرم؟ اکنون من آن را به عنوان داستانی می بینم که چگونه بشریت نمی تواند خدا را بازی کند. بازگشت دیوید به Cybertronics و تمام سفرش ، مانند یک دستکاری احساس می شود. و پایان آن ، جایی که دیوید دوباره زنده می شود ، در جهانی قرار دارد که فقط “مکا” از آن زنده مانده است. اما این ربات های تکامل یافته دقیقاً همان کاری را انجام می دهند که ما قبلاً انجام می دادیم: شبیه سازی زندگی ، آزمایش خلقت.

آیا دیوید واقعاً فکر می کند و احساس می کند ، یا اینکه در کل شبیه سازی است؟ آیا ما بخشی از یک تست فیلم تورینگ هستیم؟ من آن را به عقب برمی گردانم. و یک گجت یا یک خلاقیت بدون خالق آن چیست؟ یک رمان از تد چیانگ ، به نام چرخه حیات اشیا Software نرم افزاری ، خلاقیت های هوشمندانه ای را تصور می کرد که سرانجام رها گردیده ، منسوخ گردیده و باید از آنها مراقبت شود زیرا جهانی که سازگار می شود و با آنها تغییر می کند. هوش مصنوعی این س questionsال ها را می پرسد: همه ربات های قدیمی جمع گردیده اند ، مدل هایی که می دانند دیر یا زود قرار است جایگزین شوند. دیوید ، پسر رباتی که به نظر می رسد بسیار خاص است ، به ویژه به این دلیل که از این روند غافل است.

هوش مصنوعی یک چشم انداز نادرست از آینده است و شاید هرگز قرار نبود که این یک داستان علمی تخیلی کامل باگردید. آینده ناشناخته است. ماه ها بعد از بیرون آمدن هوش مصنوعی ، من به نیویورک برگشتم تا بعد از حملات ۱۱ سپتامبر در کنار خانواده ام باشم. در فیلم اسپیلبرگ ، برج های دوقلو هنوز هم در منهتن منجمد ، یعنی ۲۰۰۰ سال دیگر ، وجود دارند. من اکنون آن مصنوع از جدول زمانی دیگری را می بینم و به من یادآوری می کند که چه مدت از سال ۲۰۰۱ گذشته است. چقدر جهان تغییر کرده است.

اگرچه در سال ۲۰۲۱ بیش از هر زمان دیگر نگران بحران آب و هوا هستیم. ما نمی فهمیم که چگونه می توان وابستگی های روانشناختی خود را به فناوری حل کرد. و شرکت های فناوری اکنون بیش از هر زمان دیگری سعی دارند همدلی و ارتباط عاطفی را از طریق محصولات کسب کنند. فرضیه اصلی AI پیر نگردیده است. فقط کمی گرد و غبار روی جعبه اش قرار گرفته است.

(ضمناً ، اگر می خواهید کتابی عالی درباره هوش مصنوعی واقعی بخوانید ، با این کتاب نوشته ژانل شین شروع کنید.)

منبع : cnet
به صفحه اخبار فناوری بروید و دیگر خبرها را مشاهده نمایید.

© تمامی حقوق برای آک تک محفوظ است. نقشه سایت